تبلیغات
♥ • شب هاے تنهایے • ♥

♥ • شب هاے تنهایے • ♥

سلامی دوباره خدمت بازدیدکنندگان عزیز و گرامی
عذرخواهی میکنم برای این مدتی که در وبلاگ نبودم و وبلاگ افت کرده بود !
پوزش میطلبم...
اما امروز پرانرژی برگشتم تا وبلاگ رو از سر بگیرم :) البته با کمک شما دوستان !
خواهش میکنم با نظراتتون منو برای ادامه ی کار یاری کنید :)
با تشکر ( بنیامین عبادی )



[ سه شنبه 5 خرداد 1394 ] [ 01:39 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



میگن پُشت سر مسافر آب بریزی بر میگرده...



اشک که از آب زلال تره چرا مسافر من…..




بر نمی گرده…؟








همیشه در ریاضیات ضعیف بودم…





سال هاست دارم حساب میکنم..



چگونه من + تو شد..



فقط من



[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:38 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


دوســـت داشتنت بوی ِ بــــــاران می داد









شنیده بــود ، لــذتی که در گـذشت هست...



از مـن گـذشت و رفـت



لعنـت بــه این واژه هـا کـه مثل هم خوانده مـی شوند!!!



[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



چرا می گویند…
هاعلامت جمع است،



در حالی که…
تن را… با… هاجمع میکنی …



فقط
خودت می مانی و خودت








عـــــاشق” را کـــه بــرعکــــس کنـــی


می شــــود “
قـــشاع


دهخــــدا را می شــناسی؟


لــــغت نــامه اش را کــــه بــاز کـــردم نـــوشته بود:


قــــشاع: دردی که آدم را از درمـــــان مایــــوس میکند






[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:37 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


به چــــه تشبیه کنم نــام تو را



به بــــهار یا به آبی زلال دریــــا . . .!



ســـــاده تر می گویم



تـــو



تــــمام



احساس منی . . .






بگذار دیوانه صدایم کنند ...


من از آن لحظه که



اسمم را صدا زدی



هویتم رو فراموش کردم !


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:36 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



تو
که میدانستی با چه اشتیاقی



خودم را قسمت میکنم



پس چرا …




زودتر از تکه تکه شدنم…


جوابم نکردی…



برای خداحافظی



خیلی دیر بود…


خیلی دیر !








به تو که فکر می کنم




بی اختیار




به حماقت خود لبخند می زنم




سیاه لشکری بودم




در عشق تو




و فکر می کردم بازیگر نقش اولم



افسوس


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:31 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


آرزوی کسی نباش




آرزوی آدم ها قیمت دارند




جایگزین دارند




تاریخ مصرف دارند...!









نیمه گمشده
را بیخیال شو لطفا






اگر سهم تو بود که گم نمی شد !





همین نیمه ای که هستی رو پیدا کن …


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


نَـبیـن کـه می خنــدم !


من یکـی..



بـــاور کــردم...



کـــارم از"گـــــریــه" گـذشتـه !!!









حرفهای ما هنوز ناتمام...


تا نگاه می کنی:


وقت رفتن است


بازهم همان حکایت همیشگی !


پیش از آنکه با خبر شوی


لحظه ی عزیمت تو ناگزیر می شود


آه ای دریغ و حسرت همیشگی ...


ناگهان


چقدر زود


دیر می شود...!




[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:30 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


ادعای بی تفاوتی سخت است!


آن هم


نسبت به کسی که



زیباترین حس دنیا را



با او تجربه کردی….!





دختر :من حسودیم میشه…. موقعی که دخترا بهت نگاه میکنن!



پسر :حسودی نکن عزیزم



دختر :چرا؟!



پسر :چون تو چیزی داری که اونا ندارن!



دختر :چی؟


پسر :♥ قلبم ♥


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:29 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



بیچاره عروسک ....


دلش می خواست زار زار بگرید ولی ؛


خنده را بر لبش دوخته بودند ...







زخــــــم میـــزنـــــی و میـــــــروی...


چــــــه بــاک...


همینـــــمـ میشـــود یـادگـــاری...


کــــه یـــادتــو را همیشـــــه بــرایـــــمـ تـــازه کنــد....




[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:28 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



غزل چشـم هایت


قافیه دار نیست !


اما وقتی می خوانمشان


ردیف ترین آدم دنیا مـی شوم !


دنیای عاشقانه ایست " تـو " را داشتن... .






دوست داشتن یعنی



اونی که اگه صد دفعه هم ناراحتش کنی ،



هربار میگه این دفعه ی آخریه که می بخشمت



و با اخم میاد توی بغلت!!






[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:28 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



وارد هــر رابطه ای نشین
الکـــی امیدوار نکنین
الکـــی دلخوش نکنین
الکـــی بش نگین رسیدی تک بزن و از پیاده رو برو
مواظب خودت باش
الکـــی اسمشو با لوندی صدا نکنین که طرف بگه جووووونم
هی نگید مــوش مــن
خرگـــــوش من و عشــــق من اینا...
اون داره حرفاتو باور میکنه
داره بهت وابسته میشه
اما تو داری باهاش بازی میکنی
نکن عزیزِ من ؛ احساس یه انسان رو نابود نکن
برای سرگرمی و تکیه کلامت ...









آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت
بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد
بعد خدا بهش یه دختر داد...
بهش گفتم یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی !؟
حالا خودت هم دختر داری، نظرت چیه؟؟
تحمل اشکش و داری!؟
بهم گفت : فقط می تونم بگم پشیمونم
و امیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن...
هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترش و نداره
آقایونِ پدر های آینده...
به دختر دار شدنتون خوب فک کنید!
زمین گرده ها
الان میگم که نگی نگفتی!
ازت نمیگذرن!!!
یا هیچوقت ازدواج نکن!
یا هیچوقت دختر دار نشو!!!


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:26 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



امروز
روز آخر است...


فراموشت میکنم!


دیروز هم روز آخر بود ...


هر روز من


به
بهت زدگی می گذرد...


من
هر روز فراموشت می کنم...


اما
چه فایده که با هر طلوع خورشید


دوباره
تمام من میشوی...


مرگ هم تو را از خاطرات و ذهن من پاک نخواهد کرد.....






چقدر دلتنگـــــــــ حضورتـــــــــــ هستمـــــــــ...


کاش


تصویرتـــــــــــ نفس میکشید...


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



ﺩﻟـــــﻢ ﻟـــــﮏ ﺯﺩﻩ ...




ﺑـــــﺮﺍﯼ ﯾﮑﺒـــــﺎﺭ ﻫـــــﻢ که ﺷـــــﺪﻩ ...



ﺑـــــﺎﺭﺍﻥ ﮐـــــﻪ ﻣﯿﺒـــــﺎﺭﺩ ...



ﺗـــــﻮ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﻟـــــﻢ ﮐـــــﻪ ﻧـــــﻪ ...



ﺩﺭ ﮐﻨـــــﺎﺭﻡ ﺑﺎﺷـــــﯽ ....................!








آدم وقـتی یـه حـس تکرار نشدنی رو

با
یکی تجـربه مـیکـنه ..


دیگه اون
حــس رو با کـس دیگه ای

نـمیـتونه
تـجـربه کـنه !


بـعـضی
حــس هـا ..

خــاص و نــاب هـسـتـنـد ..


مـثـل بــعـضـی
آدم هـا ..!

مثل تو...




[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:25 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



وقتی از پشت خنجر زدی


فهمیدم هنــــــــوز


به چشمانم مبتلایی...






می گویند: شب سیاه است ، من دیده ام سیاه تر از جدائی نیست


می گویند: مرگ سخت است ، اما سخت تر از بی وفائی نیست


می گویند : زهر تلخ است ، من چشیده ام ، اما تلخ تر از تنهائی نیست . .


[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]



منصفانه
جدا می شویم...؛


تو برای خودت زندگی می کنی،


من برای خودم میمیرم...







احساس است...

مزرعه که نیست...

هی
شخمش میزنی لعنتی




[ پنجشنبه 25 مهر 1392 ] [ 12:24 ق.ظ ] [ بنیامین عبادی راد ]

[ نظرات() ]


.: تعداد کل صفحات 11 :. [ 1 ] [ 2 ] [ 3 ] [ 4 ] [ 5 ] [ 6 ] [ 7 ] [ ... ]